




آیشواریا ملقب به آیش زیباترین هنرپیشه حال حاضرجهان وملکه زیبایی جهان درسال 1994 میباشد.
پدراو کریشنا رای مهندس ومادرش ریندا رای میباشد درکارناتاکای هندوستان در1 نوامبرسال 1973 متولد شد.او یک برادر به نام آدیتیا دارد که درزمینه تهیه کنندگی درسینما فعالیت میکند.درسال 1977 خانواده آیش به بمبیی نقل مکان کردن .آیش بعد ازاتمام دبیرستان وارد دانشگاه بمبیی شد ودررشته مهندسی معماری به تحصیل پرداخت اوبسیاردرسخوان ومستعد بودوخیلی زود زیباییش مورد توجه عکاسان قرار گرفت او ابتدا درچند فیلم تامیلی وچند فیلم متوسط حضوریافت وبه شدت مورد هجوم منتقدان قرار گرفت .آیش تصمیم خود راگرفت وبه کلاس های بازیگری رفت وبعد ازآن بود که توانست استعداد خود رادرفیلم تال وهم دل دچوکه صنم (دلدادگان)به نمایش گذارد.
وی برای فیلم هم دچوکه صنم موفق به دریافت جایزه بهترین هنرپیشه زن شد وبازی دراین فیلم ودرکنارسلمان خان خوشقیافه ترین مردهند بودن سکوی پرتاب عظیمی برای وی به شمارمیرود.
دراین فیلم بود که سلمان خان وآیش به شدت به هم علاقه مند شدن وبه سرعت نامزد کردن اما به دلیل برخی مشگلات اخلاقی ازسوی هردو وداشتن تضاد اخلاقی شدید این نامزدی برهم خورد .
آیش درسال 2003 روابط گرمی با ویویک ابرای هنرپیشه بدقیافه هندی برقرار کرد .اما همانگونه که همگان میپنداشتن درسال 2005 این روابط برهم خورد وهمینک آیش به تنهایی روزگارسپری میکند.
کاری نداره کلیک کن عکس ها بزرگ میشه
فعلا خداحافظ
نظربدید![]()




بیوگرافی پوریا پورسرخ:
با حضوری کوتاه در مجموعه تلویزیونی « فرار بزرگ » حضور در مقابل دوربین را تجربه کرد و با بازی در مجموعه « وفا » به شهرت رسید و با ایفای نقش در مجموعه « صاحبدلان » ثابت کرد بازیگر توانمندی است.
زندگی خصوصی پوریا پورسرخ:
محل تولد: جردن
سال تولد: نمی گویم
ماه تولد: تیر
قد: 182
وزن : متغییر بین 75 تا 80
......................................................
مجموعه آثار:
- پسران آجری (مجید قاری زاده، 1385)
- مهمان (سعید اسدی، 1385)
- مصائب دوشیزه (1385)
- روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)
مجموعه های تلویزیونی:
- فرار بزرگ (محمدحسین لطیفی، 1383)
- وفا (محمدحسین لطیفی، 1384)
- صاحبدلان (محمدحسین لطیفی، 1385)
- شکرانه (سعید سلطانی، 1386)
مصاحبه پوریا پورسرخ:
مثل همیشه اول باید ژوبین خودش را معرفی کند ؟
من پوریا پور سرخ متولد تهران و چهارم تیر ماه هستم . دو خواهر و یک برادر دارم که هر سه دانشجو هستند .مادرم بازنشسته ی آموزش و پرورش و پدرم نیز بازنشسته است .
قد ؟
182 سانتی متر
اهل کدوم محله تهران هستی ؟
بچه ی جردنم .
متاهل یا مجرد ؟
مجرد
خصوصیات اخلاقی پوریا پور سرخ چی است ؟
خیلی خانواده دوست هستم به مادرم خیلی احترام میذارم و زود رنجم و خیلی زود هم کینه ها را از یاد می برم . خیلی هم شیطونم .
تحصیلات ؟
دانشجوی دکترای فیزیولژی گیاه
شغل اصلی تون بازیگریه ؟
من به جز بازیگری کار طراحی فضای سبز را هم انجام میدم ؟
چی شد وارد عالم بازیگری شدین ؟
چند سال قبل در یک سمینار سینمایی با آقای لطیفی که کارگردان مجمعه وفا بود آشنا شدم . آن موقع تئاتر بازی می کردم و تقریبا ایشون عامل اصلی ورود من به عالم بازیگری و دوربین بودند .
از مجموعه وفا بگو .
نمی دونم از کجا شروع کنم ولی اینقدر به بازی در این سریال علاقمند و عوامل اون علاقمند شدم که دلتنگ پایان اون بودم . من قبلا هم کار تلویزیونی و سینمایی انجام دادم در بعضی از اونها زمان برام به کندی می گذشت اما در این مجموعه اینگونه نبود و چند بار اشک ریختم .
از کارهای قبلی خودتون بگین ؟
اولین با با تلویزیون کارم را شروع کردم و در فرار بزرگ در نقش فرهاد ظاهر شدم بعد از آن کاری داشتم به نام مسافر و وفا سومین کارم بود .
و از کارهای بعدی شما چه خبر ؟
اکنون در حال بازی در یک فیلم سینمایی هستم که فعلا اسمش جنایت و جنون است ، در این فیلم نقش جوان سند و خوبی به نام بهرام را دارم .
در آن فیلم هم عاشق میشی ؟
نه اونجا از عاشقی خبری نیست .
چی شد تو به عنوان ژوبین انتخاب شدی ؟
کاندیدهای زیادی آمده بودند که همگی نیز سوابق زیادی داشتند اما لطف آقای لطیفی بود که در نهایت مرا انتخاب کردند .
شما در طول کار از کدام سکانس بیشتر راضی بودی و اون رو دوست داشتی ؟
از سکانس آخر ، سکانس آخر سکانس بازیگر نبود بلکه سکانس کارگردان بود ما اون سکانس رو خیلی دوست داشتم و حتی اونجا اشک هم ریختم .
آقا پوریا میشه بگی پورسرخ یعنی چه ؟
باور کنید ربطی به فوتبال نداره پورسرخ یعنی پسر سرخ .
شنیدیم شما چندسالی در یکی از کشورهای خارجی اقامت داشتید ؟
بله من 2 سال در کشور امارات زندگی کردم و این اقامت به دلیل مسائل کاری بود .
بازیگر ایده آل شما کیه ؟
شریفی نیا ، رضا کیانیان ، پرویز پرستویی و ... در کل تمام استادهایی که تمام مردم ما دوستشون دارن .
دوست داشتی جای کدوم پرنده بودی ؟
عقاب
جای کدوم گل ؟
همه گلها .
ادکلن دلخواهت ؟
لاکوست .
فکر میکنی ژوبین چه سالی ازدواج می کنه ؟
مطمئن هستم که سال 85 ازدواج نمی کنه .
تا به حال عاشق شدی ؟
بله
چه موقع ؟
فیلمنامه رو که خوندم و لبنان رفتم عاشق شدم و این عشق واقعی بد که در جسم ژوبین جای گرفت ، این حس توسط آقای لطیفی به من منتقل شد .
تکه کلامت چیه ؟
برای مثال .
مارک موبایلت ؟
نوکیا .
چه اسمی بیشتر مورد پسند پوریا است ؟
ایلیا .
چه کسی برایت عزیز است ؟
پدر و مادرم .
چه روزی رو بیشتر دوست داری ؟
4 تیر که روز تولدمه .
قشنگترین فیلمی که دیدی چه بود ؟
آژانس شیشه ای ، عینک دوی .
تو دوران مدرسه از چه درسی بیشتر خوشبت می اومد و از چه درسی بدت می اومد ؟
از ورزش لذت می بردم و از شیمی بدم می اومد .
آشپزی هم بلدی ؟
بله که بلدم من چون تحصیلاتم رو در خارج از تهران به اتمام رسوندم کلی آشپزی یاد گرفتم .
اوقات فراغتت چه کارمی کنی ؟
فیلم می بینم .
زنگ موبایلت چیه ؟
یه آهنگ ایرلندیه .
ماشین مورد علاقه ات ؟
ماشین شاسی بلند مثل پاترول خودم .
چه توصیه ای به جوونا داری ؟
درس بخونن
عکس های پوریا پورسرخ


عکس های پوریا پورسرخ



عکس های پوریا پورسرخ



این بیوگرافی وعکس آنجلینا جولی
نام : آنجلينا جولي ويت . لقب: آنجي ، زن گربه اي . قد: 173 سانتيمتر. او در تاريخ
4 ژانويه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد. نام پدرش "
جان ويت" ( برنده جايزه آکادمي ) و نام مادرش "مارچلين برتلند" است.
همچنين او خواهرزاده "چيپ تايلور " مي باشد. در ضمن "جولي" در زبان فرانسه به معناي "زيبا" است. او در سن 14 سالگي به کار مدلينگ روي آورد و در 16 سالگي از دبيرستان "بورلي هيل" فارغ التحصيل شد.
"آنجلينا" بعدها در انستيتو تئاتر "لي استرابرگ" آموزش ديد. آنجا جايي بود که او در توليدات کارآموزي متعددي ايفاي نقش کرد. او بعدها به عنوان مدل حرفه اي در لندن ، نيويورک و لس آنجلس کار کرد و در ويدئوکليپهاي هنرمنداني همچون : "ميت لف" ، "لني کراويتز" ، آنتنلو ونديتي" و گروه "لمون هدتز" ايفاي نقش نمود. در ضمن او در دانشگاه نيويورک در رشته سينما تحصيل کرده است. وي در پنج فيلم دانشجويي براي مدرسه سينمايي USC که تمام آنها را برادرش نوشته بود کارکرد.
"آنجلينا" در تاريخ سوم فوريه 1995 با "جاني لي ميلر" ازدواج کرد و در سال 1999 از او جدا شد. او در مراسم ازدواجش با "جاني لي مير" به جاي لباس عروس (!) يک شلوار چرم سياه رنگ و تي شرت سفيد رنگ به تن داشت که بر روي آن نام همسرش را با خون خودش نوشته بود!
"آنجلينا" يک کلکسيونر چاقو نيز هست و مي گويد که به علم غسال خانه بسيار علاقمند است! از آرزوهاي دوران کودکي او نويسندگي مراسم آئين کفن و دفن مي باشد! او يک اصطلاح لاتين دارد که آن را نيز بر روي بدنش خلکوبي کرده . معني آن جمله اين است : "آنکه مرا مي پروراند و به اوج مي رساند ، همان مرا تخريب مي کند!"
رابطه او و برادرش بسيار صميمي و نزديک است و به طور جدي تحت حمايت برادرش "جيمزهاون" مي باشد. برادرش اغلب او را در نمايشهايش همراهي مي کند و "آنجلينا" نيز از نام او در نمايشهايش استفاده مي کند. مانند : "جيمي کجاست؟ " در پرده "دختر گسيخته" ( 1999 ).
او خالکوبي حرف H را بر روي مچ دست چپش دارد که آن مربوط مي شود به نام دو شخصي که بسيار با او صميمي و نزديک هستند. او اين خالکوبي را زماني بر روي دست خود کشيد که به "تيموتي هاتون" علاقه داشت ، اما پس از جدائيشان از يکديگر ، او مي گويد که آنرا فقط به خاطر علاقه به برادرش "جيمز هاون" کشيده است!
بر روي بازوي چپ او نيز خالکوبي ديگري وجود دارد که نقل قولي است از "تنسي ويليامز" : دعا براي قلب سرکش که در قفس زنداني است!
شخصيت مورد علاقه او در فيلمهاي ديسني "دومبو" فيل پرنده مي باشد. وي عنوان کرده : "زمانيکه دمبو قادر به پرواز شد ، او گريه کرده است!"
شهرت وي از فيلم "عشق همان است که هست" ( 1996) آغاز شد. دومين ازدواج "آنجلينا" در تاريخ پنجم مي 2000 با "بيلي باب تورنتون" بود که حاصل آن فرزند پسري به نام "مادوگس" است. "جولي" نگهداري از کودکش را زمانيکه براي بازي در فيلم "خارج از مرزها" ( 2003) در افريقا به سر مي برد آغاز کرد.
او در ماه مي 2002 به عنوان سفير خوشبختي ، از کمپ پناهندگان تام هين در تايلند بازديد کرد. او در تاريخ 27 مي 2003 از همسر دومش "بيلي باب تورنتون" جدا شد.
بر اساس تحقيقات يک مرکز سينمايي مشخص شد که 35 درصد پاسخ دهندگان مي گويند که "آنجلينا" اولين انتخاب آنها براي مراسم شام سال نو مي باشد. در اين تحقيق "کاترين زتا جونز" رتبه دوم را دارد.
جولي" تصميم گرفته که از حرفه بازيگري کناره گيري کند و همراه پسرش "مادوگس" در انگليس اقامت داشته باشد. او مي گويد : "مي خواهم با دنياي فيلم وداع کنم و يک مادر تمام عيار براي مادوگس باشم و بيشتر در برنامه ها و جلسات مربوط به والدين و مربيان شرکت کنم!"
آهنگها و خوانندگان مورد علاقه او : "مدونا" ، "الويس پريسلي" ، "فرانک سيناترا" و گروه "کلش" مي باشد. او بيشتر برنامه هاي مربوط به گياهان و حيات وحش را از تلويزيون تماشا مي کند.
قبل از جدايي او و همسر دومش ( بيلي باب تورنتون ) ، از "آنجلينا" پرسيده شده بود که اگر "بيلي" به تو خيانت کند ، با او چه مي کني ؟ پاسخ داده بود که : "او را نمي کشم! چون عاشق فرزندمان هستم و پسرم به پدر احتياج دارد. ولي او را کتک ميزنم! من تمام مصدوميتهاي ورزشي او را مي شناسم و به آنها ضربه مي زنم!"
"آنجلينا" در جايي ديگر در مورد جدايي از همسر دومش گفته بود :"رابطه ما يک رابطه واقعي و عميق بود. برايم آسان نيست که بخواهم بگويم چه چيز باعث ايجاد مشکلات و جدايي ما شد. بيلي شبها با موزيک و شغلش سرگرم مي شد و من هم با فرزندم بودم. به هر حال از اين مسئله هم عصبي هستم و هم غمگين. اين دوران براي من ، سخت ناراحت کننده است.
نام : آنجلينا جولي ويت . لقب: آنجي ، زن گربه اي . قد: 173 سانتيمتر. او در تاريخ
4 ژانويه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد. نام پدرش "
جان ويت" ( برنده جايزه آکادمي ) و نام مادرش "مارچلين برتلند" است.
همچنين او خواهرزاده "چيپ تايلور " مي باشد. در ضمن "جولي" در زبان فرانسه به معناي "زيبا" است. او در سن 14 سالگي به کار مدلينگ روي آورد و در 16 سالگي از دبيرستان "بورلي هيل" فارغ التحصيل شد.
"آنجلينا" بعدها در انستيتو تئاتر "لي استرابرگ" آموزش ديد. آنجا جايي بود که او در توليدات کارآموزي متعددي ايفاي نقش کرد. او بعدها به عنوان مدل حرفه اي در لندن ، نيويورک و لس آنجلس کار کرد و در ويدئوکليپهاي هنرمنداني همچون : "ميت لف" ، "لني کراويتز" ، آنتنلو ونديتي" و گروه "لمون هدتز" ايفاي نقش نمود. در ضمن او در دانشگاه نيويورک در رشته سينما تحصيل کرده است. وي در پنج فيلم دانشجويي براي مدرسه سينمايي USC که تمام آنها را برادرش نوشته بود کارکرد.
"آنجلينا" در تاريخ سوم فوريه 1995 با "جاني لي ميلر" ازدواج کرد و در سال 1999 از او جدا شد. او در مراسم ازدواجش با "جاني لي مير" به جاي لباس عروس (!) يک شلوار چرم سياه رنگ و تي شرت سفيد رنگ به تن داشت که بر روي آن نام همسرش را با خون خودش نوشته بود!
"آنجلينا" يک کلکسيونر چاقو نيز هست و مي گويد که به علم غسال خانه بسيار علاقمند است! از آرزوهاي دوران کودکي او نويسندگي مراسم آئين کفن و دفن مي باشد! او يک اصطلاح لاتين دارد که آن را نيز بر روي بدنش خلکوبي کرده . معني آن جمله اين است : "آنکه مرا مي پروراند و به اوج مي رساند ، همان مرا تخريب مي کند!"
رابطه او و برادرش بسيار صميمي و نزديک است و به طور جدي تحت حمايت برادرش "جيمزهاون" مي باشد. برادرش اغلب او را در نمايشهايش همراهي مي کند و "آنجلينا" نيز از نام او در نمايشهايش استفاده مي کند. مانند : "جيمي کجاست؟ " در پرده "دختر گسيخته" ( 1999 ).
او خالکوبي حرف H را بر روي مچ دست چپش دارد که آن مربوط مي شود به نام دو شخصي که بسيار با او صميمي و نزديک هستند. او اين خالکوبي را زماني بر روي دست خود کشيد که به "تيموتي هاتون" علاقه داشت ، اما پس از جدائيشان از يکديگر ، او مي گويد که آنرا فقط به خاطر علاقه به برادرش "جيمز هاون" کشيده است!
بر روي بازوي چپ او نيز خالکوبي ديگري وجود دارد که نقل قولي است از "تنسي ويليامز" : دعا براي قلب سرکش که در قفس زنداني است!
شخصيت مورد علاقه او در فيلمهاي ديسني "دومبو" فيل پرنده مي باشد. وي عنوان کرده : "زمانيکه دمبو قادر به پرواز شد ، او گريه کرده است!"
شهرت وي از فيلم "عشق همان است که هست" ( 1996) آغاز شد. دومين ازدواج "آنجلينا" در تاريخ پنجم مي 2000 با "بيلي باب تورنتون" بود که حاصل آن فرزند پسري به نام "مادوگس" است. "جولي" نگهداري از کودکش را زمانيکه براي بازي در فيلم "خارج از مرزها" ( 2003) در افريقا به سر مي برد آغاز کرد.
او در ماه مي 2002 به عنوان سفير خوشبختي ، از کمپ پناهندگان تام هين در تايلند بازديد کرد. او در تاريخ 27 مي 2003 از همسر دومش "بيلي باب تورنتون" جدا شد.
بر اساس تحقيقات يک مرکز سينمايي مشخص شد که 35 درصد پاسخ دهندگان مي گويند که "آنجلينا" اولين انتخاب آنها براي مراسم شام سال نو مي باشد. در اين تحقيق "کاترين زتا جونز" رتبه دوم را دارد.
جولي" تصميم گرفته که از حرفه بازيگري کناره گيري کند و همراه پسرش "مادوگس" در انگليس اقامت داشته باشد. او مي گويد : "مي خواهم با دنياي فيلم وداع کنم و يک مادر تمام عيار براي مادوگس باشم و بيشتر در برنامه ها و جلسات مربوط به والدين و مربيان شرکت کنم!"
آهنگها و خوانندگان مورد علاقه او : "مدونا" ، "الويس پريسلي" ، "فرانک سيناترا" و گروه "کلش" مي باشد. او بيشتر برنامه هاي مربوط به گياهان و حيات وحش را از تلويزيون تماشا مي کند.
قبل از جدايي او و همسر دومش ( بيلي باب تورنتون ) ، از "آنجلينا" پرسيده شده بود که اگر "بيلي" به تو خيانت کند ، با او چه مي کني ؟ پاسخ داده بود که : "او را نمي کشم! چون عاشق فرزندمان هستم و پسرم به پدر احتياج دارد. ولي او را کتک ميزنم! من تمام مصدوميتهاي ورزشي او را مي شناسم و به آنها ضربه مي زنم!"
"آنجلينا" در جايي ديگر در مورد جدايي از همسر دومش گفته بود :"رابطه ما يک رابطه واقعي و عميق بود. برايم آسان نيست که بخواهم بگويم چه چيز باعث ايجاد مشکلات و جدايي ما شد. بيلي شبها با موزيک و شغلش سرگرم مي شد و من هم با فرزندم بودم. به هر حال از اين مسئله هم عصبي هستم و هم غمگين. اين دوران براي من ، سخت ناراحت کننده است.
دنیل ردکلیف در فولهام لندن به دنیا آمد. او تک فرزند آلن ردکلیف و مارسیا گریشام (یک بازیگردان که در چند فیلم از بی بی سی نیز همکاری داشته است). در سن ۵ سالگی علاقه خود را به بازیگری ابراز کرد. در دسامب سال ۱۹۹۹ اولین فیلم خود را در برای بی بی سی در نقش دیوید کاپر فیلد اجرا کرد.
در سال ۱۹۹۹ او بای سری فیلمهای هری پاتر انتخاب شد که از روی داستان موفقی از جی کی رولینگ نوشته شده بود. اولین فیلم او هری پاتر و سنگ جادو سال بعد از آن نمایش داده شد که یک موفق از نظر مالی نیز بود. در سال ۲۰۰۱ در فیلم هری پاتر و تالار اسرار در همین نقش دوباره ظاهر شد. او همین نقش را در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ در فیلمهای هری پاتر و زندانی آزکابان و هری پاتر و جام آتش ادامه داد که در تمام دنیا موفقیتی دیگر در سری فیلم های هری پاتر بود. فیلم دیگر ردکلیف هری پاتر و محفل ققنوس خواهد بود که فیلمبرداری آن در سال ۲۰۰۶ آغاز شده است و انتظار میرود تا سال ۲۰۰۷ به نمایش عمومی برسد.
هری پاتر دوران ابتدایی را در مدرسه خصوصی ساسکس (Sussex House School) درس خوانده است و در حال حاضر (سال ۲۰۰۶) در مدرسه همگانی شهر لندن (public City of London School) به ادامه تحصیل مشغول است. او از دو سگ به نامهای بینکا و ناگت نیر نگهداری میکند. او گیتار باس مینوازد و از طرفداران سبک راک است و به گروههای بیتلز و آرکتیک مانکیز (The Arctic Monkeys) گوش میدهد. همینطور که از طرفداران کلوب فوتبال فولهام است از تماشای مسابقات ماشین رانی فرمول یک نیز لذت میبرد. او برای گذراندن، تنیس روی میز و بازی رایانهای همراه دیگر دوستانش استفاده میکند. هم اکنون، درآمد او در حدود ۳۰ میلیون پوند است که یکی از پولدارترین جوانان انگلستان است. دنیل در مکانی به نام خانه دلمزا عضو است تا طرفدارانش به جای کادو تولد به این مرکز کمک کنند.
او به تازگی اعلام نمودهاست که از کودکی دچار بیماری دیسپراکسیا بوده است[۱]
2006
2005
2004
2003
2002
2001
2006
2005
2004
2003
2002
2001
نام اصلی : اما چارلوت دوئر واتسون
تاریخ تولد : 15 آپریل 1990
محل تولد : آکسفورد ،انگلستان
اما شارلوت دویر واتسون متولد ۱۵ آوریل ۱۹۹۰ آکسفورد واقع در شایر انگلستان است والدینش : کریس (۱۹۶۰) و ژاکلین(۱۹۶۰) و برادرش الکس(۱۹۹۴).
اماواتسون با ۱۶۵ سانتی متر قد و چشمانی به رنگ قهوه ای تیره در آکسفورد انگلســــتان نزد مادرش زندگی می کند . او دو گربه به نام های دومینو و بابلز دارد.
برخی از علایق اما :
اما به بازیگرانی چون برادپیت٬ جان کلیس٬ جولیا رابرتس٬ جنیفر آنیستون و ساندرا بلوک علاقه دارد او از پیتزا و شکلات و نیز از رنگ آبی خوشش می آید. اما از دروس هنر و تاریخ و انگلیسی و همچنین از هاکی روی یخ٬ تنیس و خرید (او به لباسفروشی دی کا ان وا علاقه دارد) خوشش می آید.
واتسون به گیتار و سبک پاپ علاقه دارد. او می گوید: پدرم از بی بی کینگ و التون جان و مادرم از الویس پریسلـی خوشش می آید.
پدر و مادر او از هم جدا شده اند و او اکنون با مادرش زندگی می کند. او قبل از بازی در مجموعه فیلمهای هری پاتر در دراگون (مدرسه او) در تئاترهای بسیاری از جمله: نقش پرستو در پرستو و شاهزاده ٬ آشپز عصبانی در سرزمین عجایب ٬ مورگان لافی در سال های جوانی آرتور و در نقش اصلی شاهزاده خوشحال
. همزمان با این فعالیتها در چندین رشته دیگر نیز کار کرد. مثلا در انجمن شعر و ادب مدرسه شرکت می کرد و حتی در هفت سالگی مقام اول مسابقات شعر را به دست آورد . هری پاتر و سنگ جادو در سال 2001 اولین حضور رسمی واتسون در یک اثر سینمایی است در حالی که در میان دختران مانند خیلی دیگر از دختر بچه هایی که برای تست داده بودند اصلا امیدی به پیروزی نداشت. جدای از دنیای سینما ،اما واتسون 169 سانتی از بازی هاکی لذت می برد و پیش از هر کارکتر درون فیلم عاشق بحث و جدل است. اگر شما او در فیلم با موهایی قهوه ای می بینید جالب است بدانید موهای واقعی او بلوند هستند و چندان علاقه ای به ادامه بازیگری ندارد . پدر و مادرش ژاکلین و کریس هر دو وکیل هستند و سالهاست از هم جدا شده اند . و اِما همراه با مادر و برادر کوچکترش الکس زندگی می کند او در عالم بازیگری از جولیا رابرتز،گلدی هاون،جان کلینز و ساندرا بولاک تقلید می کند .


در این جا براتون چند تا لطیفه براتون گذاشتم بلکه یه کم بخندید:![]()
روش جمع کردن
دبیر ریاضی که روش جمع کردن را درس میداد از هادی پرسید:اگر تو دست در جیبت بکنی و ببینی در جیبت 200 تومان استو در جیب دیگرت 300 تومان داری چه نتیجه ای میگیری ؟
هادی گفت:آقا نتیجه میگیرم که کت پدرم را پوشیده ام!![]()
جمله سازی
به یارو می گن با توکیو جمله بساز میگه : من حسن رو دوست دارم توکیو؟!![]()
خسته نباشی
به یک نفر میگن خسته نباشی میگه عمرا"![]()
درس
مردی برای پرسیدن وضع تحصیلی پسرش به مدرسه او رفت وهرکدام از معلمین به صورت زیر به اوجواب دادند:
معلم ریاضی:اوضاش سه هست.
معلم هندسه ریشه اش ضعیفه.
معلم ورزش:شوت شوت.
معلم اقتصاد:زیر خط فقر.
معلم جغرافی:وضعش ابریه.
معلم زیست:باید از ریشه تقویت بشه.
معلم زبان خارجی:نرمال نیست.![]()
روزجمعه
معلم خطاب به شاگرد:بهروز بگو ببینم وقتی میگوییم من حمام میروم.توحمام میروی.اوحمام میرود.ماحمام میرویم.این چه زمانی است؟
شاگرد:آقا این که سوال نداره.روزجمعه است دیگه.![]()
مجلس شاعرانه
شاعری به پشت تریبون رفته و شروع به قرائت شعرش کرد .
من میایم من میایم من میایم دراین حال هرچه فکر کرد ادامه شعر یادش نیامد . شاعر که عصبانی شده بود آمد به خودش تکانی بدهد که ناگهان با میز از بالای سن به زمین و روی پیر مردی افتاد .وشاعر با معذرت خواهی گفت:پدر خیلی خیلی ببخشید.
پیرمرد گفت:تقصیر شما نیست آقا . سه بار گفتید من می ایم ولی من فکر
نمی کردم جدی بگویید!![]()
سلام به همه ی شما !من کوشا هستم و می کوشم وبلاگ خوبی را با همکاری دوست خوبم دانا بسازم. اولین مطلب من یک تردستی زیباست.حلقه ی آویزان:به وسیله ی یک تکه نخ مقداری آب نمک ویک حلقه میتوان یک نمایش زیبا وباور نکردنی ترتیب داد.به این صورت که شما دوراز چشم دوستانتان یک تکه نخ رادرآب نمک غلیظ خیس کنید وبعد ازچند دقیقه بیرون بیاورید وخشکش کنید.این عمل راچند مرتبه تکرار کنید.البته
نخ شماباید ازقبل آماده باشد تا بتوانید ازآن استفاده کنید.سپس یک حلقه ی فلزی سبک به انتهای نخ گره بزنید ونخ رادر محل مناسبی متصل کنید. به طوری که کاملا" آزاد وحلقه به آن آویزان باشد.سپس نخ را آتش بزنید.مشاهده می کنید که این نخ تا انتها می سوزد ولی اگر آن را حرکت ندهیم و در مجاورت جریان هوا قرار نگیرد حلقه به صورت آویزان باقی می ما ند و موجب تعجب همگان میگردد.
دلیل:در این نمایش فقط الیاف نخ سوخته و لوله باریکی از نخ باقی مانده است و در صورت تکان نخوردن می تواند یک وزنه ی سبک مثل یک حلقه ی فلزی را نگه دارد
برگرفته از کتاب شعبده بازی یا تردستی های علمی اثر:پروانه ی شریفی عراقی